مغول در قراقوروم (بر كرانهٴ اورخون در جنوب درياچهٴ بايكال) رسيد و در 1247، به ليون بازگشت. دو فرانسيسي ديگر او را همراهي كردند: اصطفن بوهميايي با او ليون را ترك كرد و تا روسيه همراهش بود، در برسلاو پل بنديكت به وي ملحق شد تا كار مترجم را انجام دهد.
گزارش لاتيني او از اين سفر دراز به نام تاريخ مغولان1 فوقالعاده غيرشخصي، دقيق، صحيح و مطابق واقعيات است. اين يكي از دو كتاب قبل از سفرنامهٴ ماركوپولوست، و دومي
سفرنامهٴ روبروكي مربوط به اندكي بعد، است. اين كتاب شامل شرحي از عادتها و تاريخ مغول است، كه بسيار عالي است و در قرون وسطا، نظيري ندارد. جوواني مانند روبروكي زبانشناس نبود، با اين همه، اطلاعاتي از زبان اسلاوني به دست آورد. گزارش او را شرح كوتاهتر همسفرش بنديكت تكميل كرده است.
اينوسان چهارم به جوواني نامهاي خطاب به خان كبير داده بود، و جوواني پاسخي از خان كبير كيوك بازآورد، كه در 1920، در بايگاني واتيكان كشف شد. اين نامه به زبانهاي فارسي و اويغوري نوشته شده و با يك مهر مغولي به سبك چيني ممهور است. اين مهر را يك حكاك رومي (كوسماس) حك كرده، و اين نامه كه با يك راهب ايتاليايي براي پاپ فرستاده شده مثال خوبي از ماهيت بينالمللي امپراتوري مغول است كه شكاف ميان خاور دور و غرب را پر كرده بود.2
تصميم اينوسان براي جلب كمك مغول در مبارزه با مسلمانان تا حدي از اعتقاد صميمانه به وجود يوحناي عابد سرچشمه ميگرفت (
¿ يادداشت اين جانب در نيمهٴ دوم سدهٴ دوازدهم).
تصميم او در 1244، اعلام شد و سال بعد، مورد تأييد شوراي ليون قرار گرفت. اين مأموريت نخست به عهدهٴ لورنزوي پرتغالي محول شد، ولي دربارهٴ اين اقدام اوليه چيزي نميدانيم، ممكن است لورنزو هيچ كاري نكرده باشد.
آسلين
يا آنسلم3 (؟) دومينيكي اهل لومباردي. جهانگرد و سياستمدار. پاپ اينوسان چهارم او را براي يك مأموريت سياسي به دربار مغول در ايران فرستاد. اين هيئت شامل سه دومينيكي ديگر هم بود: سيمون سن كوانتني، آلبريك، و الكساندر4؛ و دو تن ديگر هم در تفليس بدان پيوستند: آندره لونگژوميويي، و گيچيارد كرمونايي5. آنها در اوت 1274، به اردوگاه بايجوخان مغول در قارص ارمنستان (گرجستان) رسيدند. آنان با تكبر و بدرفتاري زياد مواجه شدند و در 1250، يا